39هزينه كردن مال خود در حج، از ابتلا به تنگدستى پس از مراجعت، بيم نداشته باشد. در شرط بودن رجوع به كفايت، اختلاف است. بيشتر فقها آن را شرط مىدانند. 1
استظلال
: در لغت به معناى سايه گرفتن، پناه بردن به سايه و نشستن در سايه است. در اصطلاح فقه به معناى سايه گرفتن و سايه قرار دادن بر سر، مانند استفاده از چتر يا زير سايه رفتن، به هنگام احرام است. حرمت استظلال، كه نظريه مشهور فقهاى شيعه است، با چهار شرط محقّق ميشود:
1. مُحرم در حال اختيار باشد نه در حال اضطرار؛
2. سايه بر سر بيفتد نه بدن؛
3. استظلال در حال حركت باشد، نه در حال توقف و در منزلگاه؛
4. استظلال براى مردان باشد، نه براى زنان و كودكان.
استقرار حج
: در لغت به معناى ثابت شدن، آرام و قرار گرفتن است و پابرجا شدن است. استقرار حج در اصطلاح فقه، به معناى باقى ماندن حج بر گردن مكلفى است كه مستطيع بوده و حج انجام نداده است؛ به عبارت ديگر استقرار حج به معناى وجوب حج است. 2
استلام
: در لغت به معناى لمس كردن و دست كشيدن بر چيزى است و در اصطلاح فقه، به معناى دست كشيدن بر چيزى به قصد تبرك است؛ براى مثال لمس كردن حجرالأسود، كعبه و اركان آن را «استلام» و بوسيدن آن را «تقبيل» گويند.