116و شيرش نيز خشك شد. سپس در پى آب، فاصله ميان كوه صفا و مروه را دوان دوان، هفت بار پيمود. هنگامىكه نزد كودكش بازگشت،
جبرئيل(ع) بر او ظاهر شد و بر زمين كوبيد كه به قدرت الهى آب از همانجا به روى زمين فوران كرد. مادر اسماعيل(ع) به آب كه جارى بود، گفت: «زَمْزَمْ»، يعنى بايست. خود نيز مقدارى خاك و شن اطراف آن ريخت تا مبادا پيش از آنكه آب را در مشك بريزد، در زمين فرو رود. گويند اگر هاجر چنين نمىكرد، شايد زمزم رود روانى مىشد. هاجر مشك را پر كرد و به فرزندش نوشانيد. 1 خبر پيدا شدن آب در اين منطقه سوزان و لميزرع، قبايل «جُرهم» را به آنجا كشاند و در كنار چاه زمزم سكونت گزيدند.
چون جُرهميان حرمت كعبه و حرم را شكستند و به فسق و فجور پرداختند، خداوند آب زمزم را از جوشش انداخت و خشك كرد؛ بهطورى كه حتى مكان آن نيز محو شد. چاه زمزم همچنان تا دوران عبدالمطّلب بن هاشم، پدر بزرگ پيامبر(ص)، مخفى بود. او شبى در خواب ديد كه نورى از كنار كعبه به آسمان برخاست. وى به رغم سرزنش و آزار مردم، با كمك فرزندش حارث همان نقطه را آن قدر حفر كرد تا اينكه آب فوران زد.
در روايات اهل بيت(عليهم السلام)، نوشيدن آب زمزم سفارش شده و همه مسلمانان به متبرك بودن آن باور دارند. امام على(ع) فرمود: «
مَاءُ زَمْزَمَ خَيرُ