81
والجوارح ويزيد بالطاعة وينقص بالمعصية ويتفاضل أهله فيه. 1
ايمان عبارت از قول و عمل است: قول قلب و زبان و عمل قلب و زبان و جوارح. ايمان، با اطاعت افزايش مىيابد و با معصيت كم مىشود. ازاينرو اهل ايمان درجات متفاوتى دارند.
عمل به وظايف الهى، ركن ايمان است. بنابراين اگرچه شهادت بهزبان، بيانگر مسلمان بودن است، دليل بر ايمان نيست. گفتنى است ايمان شدت و ضعف دارد؛ يعنى ممكن است كسى به همه وظايف الهى عمل نمايد و ممكن است فرد ديگر به پارهاى از وظايف عمل كند.
ايمان از نظر شيعه
«محقق طوسى»، «فاضل مقداد» و ديگر انديشمندان شيعه، ايمان را به معناى تسليم بودن در برابر خدا و تصديق زبانى، به همراه پذيرش قلبى همه آنچه كه از جانب خدا به رسول خدا ابلاغ شده، دانستهاند. 2
«طبرسى» در تفسير خود مىنويسد: «اصل ايمان همان شناخت خدا و رسول مىباشد. همچنين تصديق به همه تعاليمى است كه پيامبران از جانب خدا آوردهاند». 3
«سيد مرتضى» مىگويد:
إنّ الإيمان عبارة عن التصديق القلبي و لا اعتبار بما يجري على اللسان فمن كان عارفاً بالله تعالى و بكلّ ما أوجب معرفته مقرّاً بذلك و