50مىكند و از شرك به شدت نهى مىنمايد؛ افراد مشرك را گمراه، پليد (نجس) و جاهل معرفى مىكند و شرك را بزرگترين ظلم بر مىشمارد و مىفرمايد: ( إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ )؛ «به درستى كه مشركان ناپاكند» (توبه:28) و ( يٰا بُنَيَّ لاٰ تُشْرِكْ بِاللّٰهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ )؛ «اى فرزندم! چيزى را همتاى خدا قرار مده كه شرك، ظلم بزرگى است». (لقمان: 13)
انواع شرك
شرك در ذات
شرك ذاتى مقابل توحيد ذاتى است و مقصود از آن اعتقاد به چند اصل قديم، مستقل و بىنياز از يكديگر است. برخى از گذشتگان، جهان را چند پايهاى مىدانستند و براى عالم دو مبدأ قائل بودند: يكى نور (يزدان) و ديگرى ظلمت (اهريمن). مجوس اصلى، يزدان را قديم مىدانستند و اهريمن را حادث. خوبىها را به يزدان و بدىها را به اهريمن نسبت مىدادند. در اينباره مذاهب و ديدگاهها گوناگون است؛ مانند مذهب ثنويت و مذهب مزدك. البته چنين عقيدهاى بين فرقههاى اسلامى وجود ندارد.
شرك در صفات
نقطه مقابل توحيد صفاتى، شرك صفاتى است؛ يعنى كسى معتقد شود كه صفات خداوند، زايد و جداى از ذات اوست. معتزله، ديدگاه و عقيده اشاعره را درباره توحيد صفاتى، شركآميز مىدانند؛ زيرا اشاعره به كثرت صفات و مغايرت صفات خداوند با ذات معتقدند.
از ديدگاه شيعه نيز اعتقاد به اين مطلب، يعنى زيادت صفات بر ذات،