49پيامبر اسلام(ص) را انكار مىكنند و از اين نوع شرك، شرك خفىتر اين است كه كسى قائل به استقلال اسباب و برخى از مخلوقات شود يا غيرخدا را در نفع و ضرر و افاضه خير و رزق و روزى و صحت و مريضى دخيل بداند. حتى هرگونه غفلت از فاعليت و مشيت و ربوبيت خداوند و التفات به غير هم، شرك خفى محسوب مىشود. 1
براساس تقسيم ديگرى، شرك بر دو نوع است: شرك عرضى و شرك طولى. شرك عرضى به معناى باور به اين است كه خدا در ذات خود يا ربوبيت يا خالقيت، شريكى همشأن و مثل خود دارد؛ مانند كسانى كه اعتقاد دارند يزدان، منشأ خير و اهريمن، منشأ بدى است. اما فرد در شرك طولى، ضمن اعتقاد به يكتايى آفريدگار جهان، به واسطههايى معتقد است كه جايگاه والايى نزد خداوند دارند و بدون اذن خدا در امور عالم تصرف مىكنند و مالك نفع و ضرر موجوداتاند.
البته بايد توجه داشت اعتقاد به اينكه پيامبر اعظم(ص) و بندگان صالح خداوند همچون ائمه اطهار(عليهم السلام) به اذن و مشيت الهى امور بزرگى را مىتوانند انجام دهند، نه تنها شرك نيست، بلكه عين توحيد است؛ چراكه ما هرگز آنان را همشأن و شريك خدا و مستقل در تأثير نمىدانيم. بلكه معتقديم آنان درحالىكه مخلوق و بنده محض و خالص خدايند، مجرى امر خدا، به اذن و قدرت او هستند.
گفتنى است، قرآن كريم انسان را به توحيد در همه ابعاد دعوت