38اين حقيقت اشاره كرده است. گفتنى است كه توحيد در خالقيت با توحيد ربوبى مترادف و به يك معنا نيست.
بايد در توحيد ربوبى به اين نكته مهم توجه داشت كه لازمه توحيد ربوبى اين نيست كه خداوند خودش بهطور مستقيم همه امور جهان را تدبير كند. در قرآن كريم برخى از افعال به اسباب نسبت داده شده است؛ مانند نسبت دادن ميراندن به برخى فرشتگان و همچنين زنده كردن و شفا دادن بيماران به برخى از پيامبران. در واقع خداوند به هريك از موجودات اذن و مأموريت داده است تا كار خاصى را طبق اراده او انجام دهند. ازاينرو فرشتگان يا ديگر اسباب براساس اذن پروردگار تأثير گذارند؛ همانگونه كه خداوند به صراحت مىفرمايد: فَالْمُدَبِّرٰاتِ أَمْراً ؛ «و آنان كه امور را تدبير مىكنند». (نازعات: 5)
بنابراين لازمه اعتقاد به توحيد افعالى و ربوبى، انكار نظام اسباب نمىباشد. بلكه آنچه با توحيد منافات دارد، توجه استقلالى به اسباب است.
توحيد عبادى
توحيد عبادى به معناى اختصاص عبادت به خدا و انجام ندادن اعمال عبادى براى غيرخداوند است؛ به تعبير ديگر، انسان جز خداوند، هيچ موجودى را شايسته پرستش نداند و هيچ شريكى براى او در عبادت قرار ندهد و بداند كه پرستش غيرخداوند به معناى شرك است.