167به نيت قلبى افراد ندارد، نمىتوان از ظاهر عمل عبادى، به اعتقاد فرد يا نيت او پىبرد. بنابراين نبايد با ديدن خضوع و تعظيم به موجودى غير از خدا، او را مشرك و مهدورالدم دانست.
نقد شانزدهم: ناقصبودن تفسير وهابيان از توحيد ربوبى
شكى نيست كه همه مسلمانان موحدند و باور دارند كه تنها خداوند، خالق، رب، مالك، رازق و نافع است. در نتيجه، واسطه قراردادن اوليا و پيامبران الهى، شرك دانسته نمىشود؛ زيرا براساس سنت الهى، بشر كارهاى خود را از طريق اسباب انجام مىدهد. پس هيچ انسان عاقلى نمىتواند بگويد چون من موحدم و به خالقيت مطلق الهى اعتقاد دارم، از اسباب بىنيازم. بنابراين اثبات اثر براى اسباب، نه منافى توحيد است و نه لازمه اعتقاد به توحيد قرآنى، نفى اسباب و آثار آنهاست.
نقد هفدهم: ظاهرگرايى در فهم دين
وهابيان به دليل ظاهرگرايى نمىتوانند بسيارى از حقايق و معارف ژرف دين، به ويژه معارف توحيدى را درك كنند. ازاينرو در تعريف عبادت و توحيد عبادى تنها به ظاهر عمل توجه مىكنند.
گفتنى است عبادت بر شناخت صحيح خداى متعال متوقف است. اگر اين شناخت، صحيحتر باشد، اخلاص در عبادت بيشتر خواهد بود و بىترديد توحيد خالص تنها از عهده پرهيزكاران واقعى بر مىآيد.
بنابراين مىتوان گفت كه وهابيان در تعريف مفاهيم توحيد عبادى، عبادت و شرك، قادر به درك چنين مطالب ژرفى نيستند.