168
نقد هجدهم: خلط بين مفهوم بتپرستى و شرك
پرستش غيرخدا مفهومى غير از شرك دارد. پرستش غيرخدا، يعنى بتپرستى و غيرخدا را خالق، رب و معبود خود دانستن. اما شرك، يعنى عبادت هم خدا و هم غيرخدا.
بنابراين وهابيان اگر بخواهند به آيات: يعبدون غيرالله و يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ استناد كنند، مدعاى آنان ثابت نمىشود؛ چون غيرخدا را پرستش كردن، مفهومى غير از شرك است: در شرك براى خدا در ذات يا در صفات يا در ربوبيت و خالقيت و يا در عبادت شريك فرض مىشود. لذا عبادت غيرخدا جايى است كه موجودى غير از خدا پرستش گردد؛ مانند بت، خورشيد، پادشاه، ولى شرك آن است كه هم خدا و هم غيرخدا و يا در كنار خدا موجودى شايسته پرستش و رب و اله شمرده شود.
بنابراين كفر اعتقادى، بتپرستى، كفر عملى، ارتداد از دين و شرك با اقسام گوناگونى كه دارد، معانى و اصطلاحات خاص متمايز از يكديگرند و نبايد همه را به يك معنا يا يكى را بهجاى ديگرى بهكار برد. شيعه، مؤمن به همه ابعاد توحيد است. شهادت به يگانگى خدا و رسالت پيامبر(ص) مىدهد و به تمام آنچه از جانب خدا بر پيامبران الهى نازل شده است، ايمان دارد. به غيب، ملائكه، بهشت و جهنم ايمان دارد و هيچكس جز خدا را پرستش نمىكند. با اين حال، وهابيان آنها را مشرك مىشمارند.
در واقع اگر ملاك تشخيص ايمان و كفر، ايمان به قول خدا و رسولاكرم(ص) و عمل به آنها باشد، بىشك شيعيان، مؤمناند و وهابيان به شرك و كفر سزاوارتر؛ زيرا وهابيان قول خدا و رسول اكرم(ص) را در موارد گوناگونى انكار مىكنند. البته شيعه چون براساس فرمايش