155يكتاپرستترند.
«ابوحامد غزالى»، تقسيم توحيد به دو قسم الوهى و ربوبى را باطل مىداند و مىگويد:
احمدبنحنبل و پيروان او به اين تقسيم اشارهاى نكردهاند و نگفتهاند كه توحيد دو قسم است: توحيد ربوبى و الوهى. نسبت دادن چنين حرفى به احمدبن حنبل، هذيان است و اين سخن را هيچيك از صحابه يا تابعان نيز نگفتهاند. 1
نقد دوم: تفسير نادرست از مفهوم «إله»
وهابيان مىپندارند «إله» به معناى «معبود» است و جمله «لا إله إلّا اللَّه»، فقط ناظر به توحيد در عبادت است؛ يعنى هيچ معبودى جز خداوند يگانه نيست. ازاينرو اين جمله، ناظر به نفى شرك ذاتى و شرك در خالقيت، رازقيت، ربوبيت و غير اينها نيست.
اما در واقع، «اله» به معناى معبود نيست. بنابراين نمىتوان توحيد در الوهيت را فقط به معناى توحيد در عبادت دانست؛ زيرا اگر «اله» را در جمله «لا اله الاّ الله»، اله به معناى معبود بدانيم، لازم مىآيد كه اين جمله صادق نباشد؛ چون همواره در طول تاريخ معبودهايى وجود داشتهاند. در نتيجه نمىتوان گفت: «هيچ معبودى جز الله نيست». بنابراين از «اله» همان معنايى فهم مىگردد كه از لفظ جلاله «الله» استفاده مىشود. تنها فرق «اله» با «الله» در اين است كه «اله» كلّى و «الله» مصداق آن كلّى است.