113خدا نيز باشد و لزوماً اقراركننده به توحيد عبادى هم باشد؛ زيرا بيشتر مشركان اقرار دارند كه خدا، خالق و رب است. اما با اين حال، براى خدا شفيع و شريك هم قائلاند. بىترديد اين اعتقاد از نظر اسلام شركآميز است. 1
اشكال مهم اين ديدگاه اين است كه وهابيان از يك طرف بين توحيد ربوبى و توحيد عبادى قائل به تلازماند و از طرف ديگر مدعى مىشوند كه ممكن است برخى افراد، تنها توحيد خالقيت و ربوبيت را قبول داشته باشند. اما در توحيد عبادى موحد نباشند؛ يعنى همان ملازمهاى را كه ادعا مىكنند، باطل مىكنند.
وهابيان ادعا مىكنند ممكن است شيعيان توحيد خالقيت و ربوبيت را قبول داشته باشند. اما اين مهم نيست؛ زيرا مشركان عصر جاهليت نيز توحيد خالقيت و ربوبيت را قبول داشتند. اما مشكل آنان در توحيد الوهى و توحيد در عبادت بود. اين مشكل را شيعيان هم دارند. آنان همانند مشركان زمان پيامبرند.
گفتنى است اين ادعا به چند دليل باطل و نقضپذير است:
اولاً: علماى وهابى، خودشان به تلازم بين توحيد ربوبى و الوهى قائلاند. ازاينرو چگونه ممكن است كسى توحيد در خالقيت و ربوبيت را قبول داشته باشد، ولى توحيد عبادى را نپذيرد؟! چگونه چنين شخصى مىتواند غيرخدا را شايسته پرستش بداند و از معبودهايى كه خود به مخلوق بودنشان اقرار دارد، توقع كارگشايى و نفعرسانى و دفع شر و