106
فكلّ خضوع نابع عن اعتقاد خاص بالالوهية المخضوع له و ربوبيته أو تفويض الأمر إليه فهو عبادة للمخضوع له سواء أ كان الاعتقاد بالأُلوهية أو الربوبيّة في حقّ المعبود حقاً كما في الله سبحانه أم باطلاً كما في حقّ الأصنام... و أمّا لو كان الخضوع مجرّداً عن هذه العقيدة فهو تعظيم و تكريم و ليس بعبادة و لا يكون الخاضع مشركاً... . 1
پس هر خضوعى كه برگرفته از اعتقاد به الوهيت و ربوبيت آن موجود باشد يا برگرفته از اين اعتقاد باشد كه خالقيت و ربوبيت به او تفويض شده است، عبادت شمرده مىشود؛ اعم از اينكه اعتقاد به اله يا رب بودن معبود به حق باشد، مانند خداى سبحان يا معبود باطل باشد، مانند بتها. ولى اگر خضوعى بدون چنين اعتقادى باشد، فقط تعظيم و تكريم غير است، نه عبادت. فرد خضوعكننده نيز مشرك شمرده نمىشود.
پس مىتوان گفت عملى عبادت است كه داراى اين شرايط باشد: 2
1. اعتقاد به ألوهيت معبود؛
2. اعتقاد به ربوبيت معبود؛
3. اعتقاد به استقلال معبود در وجود و افعال خود.
بنابراين وهابيان نمىتوانند توسل به انبيا و اولياى صالح خدا، طلب دعا و استغاثه از آنان يا تبرك به مزار و آثار آنان را شرك بدانند؛ زيرا اين