58از او پيروى كند، مىكشد. سپس أصهب را مىكشد... و سفيانى گروهى را به مدينه روانه مىكند و مهدى(عج) از آنجا به مكه رهسپار مىشود. پس خبر به فرمانده سپاه سفيانى مىرسد كه مهدى(عج) به جانب مكه بيرون شده است. پس لشكرى از پى او روانه مىكند. ولى او را نمىيابد؛ تا اينكه مهدى(عج) با حالت ترس و نگرانى همانند روشى كه موسىبن عمران داشت، داخل مكه مىشود. آن حضرت فرمود: فرمانده سپاه سفيانى در «بيداء» فرو مىرود. پس آوازدهندهاى از آسمان ندا مىدهد: «اى بيداء! آن قوم را نابود ساز». پس دشت، آنان را به درون خود مىبرد و هيچيك از آنان نجات نمىيابد؛ مگر سه نفر كه خداوند رويشان را به پشت آنان برمىگرداند و آنان از قبيله كلب هستند و اين آيه درباره آنان نازل شده است: «اى كسانى كه كتاب آسمانى به شما داده شده! به آنچه [بر پيامبر خود] نازل كرديم (قرآن) و هماهنگ با نشانههايى است كه با شماست، ايمان بياوريد؛ پيش از آنكه صورت [انسانى] گروهى را محو كنيم. سپس به پشت سر بازگردانيم» تا آخر آيه.
چنانكه ملاحظه مىشود جريان خسف بيداء (فرو رفتن سرزمين بيداء) واقعهاى است كه احاديث شيعه و سنى آن را بيان كردهاند و در وقوع آن براى دشمنان امام مهدى(عج) اتفاق نظر دارند.
ج) قتل نفس زكيه
سومين رخدادى را كه در بحث از نشانهها و وقايع قبل از قيام امام مهدى(عج) جزء مشتركات روايات شيعه و سنى مىتوان شمرد، «قتل نفس زكيه» 1 است.
«ابن ابىشيبه» از نويسندگان اوليه احاديث اهل تسنن چنين نقل مىكند: