87امر جزء سيره متشرعه باشد. چه بسا اين هم يكى از بدعتهايى باشد كه به دين افزودهاند و براى خود چنين منصبى قائل شدهاند. 1
البته ممكن است به سيره ائمه معصومين(عليهم السلام) بر تذكر و توجه دادن اصحاب خود بر خطاى اهل سنت، در مواردى كه حكم شرعى الهى با آنها مخالف است، اشاره كرد؛ از جمله اين سيره عدم ردع اصل مشروعيت حكم حاكم به ثبوت هلال توسط حاكم و قاضى مخالف است.
توضيح: سيره حضرات معصومين(عليهم السلام) بر رعايت شريعت رسول خدا(ص) و تذكر و توجه دادن به بدعتها و تحريف و انحرافها در سنت او بوده است؛ به گونهاى كه اگر گروهى از مسلمين به رفتار و عملى كه مخالف شريعت حق و سنت واقعى است اهتمام مىورزيدند و اين عمل از مسائل مورد ابتلاى عموم مسلمانان و در منظر همگان قرار داشت، اهل بيت(عليهم السلام) حكم آن مسئله را مورد اهتمام قرار مىدادند و چنانچه با آن مخالف بودند، براى اصحاب خود بيان و آن را تأكيد مىكردند؛ براى نمونه، اگر در جايى كه اهل سنت به شهادت يك نفر در ثبوت هلال اكتفا مىكردند، ايشان با اصرار بر اشتراط شهادت دو مرد عادل، بر مخالفت خود با اين گروه از مسلمانان و دفاع از شريعت و سنت پيامبر(ص) اهتمام ويژهاى داشتند. به طورى كه در برخى نصوص از قول اميرمؤمنان(ع) آمده است:
«لا أُجِيزُ فِى الْهِلالِ إِلا شَهَادَةَ رَجُلَيْنِ عَدْلَيْنِ» 2؛ «تنها شهادت دو مردِ عادل را در ثبوت هلال، اجازه مىدهم».
بنابراين وقتى در مسئله مشروعيت حكم حاكم به ثبوت هلال، با آنكه اصل عمل حاكمان و قضاتِ مخالف در حكم به ثبوت آن، در منظر ايشان قرار داشته و از مسائل مورد ابتلا و همگانى جامعه اسلامى بوده است، كلامى در ردّ حكم مسئله و بيان عدم مشروعيت اصل حكم حاكم به