72هنگام برايم ممكن نيست كه اذان و اقامه و تكبير بگويم [و نماز خودم را بخوانم]»؛ حضرت فرمود: «همراه با آنان به ركوع رفته، آن را يك ركعت به شمار آور؛ به درستى كه آن ركعت از بهترين ركعات نماز تو مىباشد».
ظاهر روايت آن است كه اسحاق بن عمار مىتوانسته نمازش را در خانه بخواند و بعد از آن به مسجد آيد و به امام جماعت مخالف اقتدا كند. ولى با اين حال به مسجد مىآمد و با آنها نماز مىخواند و به آن نماز هم اكتفا نمىكرد و خود مستقلاً اذان و اقامه و تكبيرهاى مستحب را مىگفت و تنها با آنها در ركوع و سجود متابعت مىنمود. با اين حال از امام صادق(ع) سؤال كرده و امام به تبعيت از ايشان و كفايت آن ركعت، توصيه كرده است 1 و از آنجا كه خالى از قيد خوف و ضرر است، بر مدارا و مجامله با مخالفين و جلب محبت و ايجاد وحدت دلالت دارد 2 و از سقوط قرائت و افضليت آن ركعت بر ركعات ديگر، حكم امام به صحت عمل به دست مىآيد. 3
البته سند روايت به دليل توثيق نداشتن برخى رجال، همچون محمد بن حصين، حجت نيست.
2. صحيح زرارة بن اعين
قَالَ(ع): لا بَأْسَ بِأَنْ تُصَلِّى خَلْفَ النَّاصِبِ وَ لا تَقْرَأَ خَلْفَهُ فِيمَا يَجْهَرُ فِيهِ فَإِنَّ قِرَاءَتَهُ تُجْزِيكَ إِذَا سَمِعْتَهَا. 4