103
دليل اول: عمومات و اطلاقات روايات تقيه
با نگاهى به احاديث و مفاد روايات تقيه، كه شيخ حُر عاملى در ابواب «الامر و النهى و ما يناسبها» 1 گزارش كرده است، به دست مىآيد كه در برخى، تقيه به جهت تحفّظ و در فرضِ خوف و ترس بر جان و آبرو و مال مطرح شده است كه در اين صورت تقيه و عمل بر طبق تقيه، وجوب نفسى ندارد؛ بلكه مقدمه واجب بوده و وجوبش غيرى است؛ چنانكه در ابتداى اين فصل بيان شد و از بحث خارج است.
البته در برخى روايات، تقيه و عملى كه تقيه را محقق مىسازد، واجب نفسى شمرده شده است؛ به اين معنا كه تقيه همان تحفّظ از افشاى مذهب و اسرار اهل بيت(عليهم السلام) است.
در حديثى صحيح از هشام بن سالم چنين آمده است:
فِى قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ
أُولٰئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمٰا صَبَرُوا
قَالَ بِمَا صَبَرُوا عَلَى التَّقِيَّةِ
وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ
قَالَ الْحَسَنَةُ التَّقِيَّةُ وَ السَّيِّئَةُ الإِذَاعَةُ. 2
در خصوص كلام خداوند كه مىفرمايد: «آنها به آنچه صبر نمودند، دو مرتبه اجر خواهند بُرد»، امام صادق(ع) فرمود: «بر آنچه به سبب تقيه صبر نمودند» و در خصوص كلام خداوند كه فرمود: «سيئه و بدى را با نيكى كردن، دور مىكنند»، امام(ع) فرمود: «حسنه همان تقيه و كتمان و سيئه، افشاى حقايق است».