100ظاهر عبارت «فإن أمكن العمل على طبق المذهب الحق بلا تقية و خوف، وجب» اين است كه حضرت امام1 وجوب متابعت را مشروط به عدم مندوحه 1 مىداند، ولى با تبيين ايشان از تقيه مداراتى و بيان ماهيت آن - يعنى جلب محبت و ايجاد وحدت كلمه، حتى بدون خوف و ضررى كه در تقيه خوفى مطرح است 2 - ناسازگار است. علاوه بر اينكه ايشان در تاريخ 28 شوال 1399 مصادف با 1358/6/29ه .ش اعلام نمودند: «در وقوفين، متابعت از حكم قضات برادران اهل سنت لازم و مجزى است؛ اگر چه قطع به خلاف داشته باشيد». 3
پس وقتى حضرت امام در صورت علم و قطع به مخالفتِ حكم با واقع، تبعيت از مخالفان را به طور مطلق واجب مىداند، ديگر مجالى براى شرط مندوحه باقى نمىماند. بنابراين امام1 يا از آنچه در تحرير بيان نموده، عدول كرده است يا به امرى روشن و واضح اشاره داشته است كه وقتى بتوان به حكم اولى مسئله، يعنى نظر و مذهب حق عمل نمود، نوبت به حكم ثانوى و تبعيت از حكم حاكم مخالف نمىرسد.
محقق خويى (رحمه الله) نيز يكى ديگر از قائلان به وجوب تكليفى متابعت و همراهى با مخالفان است. وى نوشته است:
إذا ثبت الهلال عند قاضى أهل السنّة و حكم على طبقه و لم يثبت عند الشيعة ففيه صورتان: الأولى إذا احتملت مطابقة الحكم للواقع فعندئذٍ وجبت متابعتهم و الوقوف معهم و ترتيب جميع آثار ثبوت الهلال الراجعة إلى مناسك حجّه من الوقوفين و أعمال منى يوم النحر و غيرها و يجزى هذا فى الحج على الأظهر. 4