34كسى بخواهد عنايت مىكند. چنانچه خداوند فرموده است: من تو را خليفه قرار دادم؛ يعنى به تو خلافت دادم.
سومين آيهاى كه جعل و نصب الهى امامت را مىرساند، آيه ذيل است:
وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ يَعْقُوبَ نٰافِلَةً وَ كُلاًّ جَعَلْنٰا صٰالِحِينَ وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا وَ أَوْحَيْنٰا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرٰاتِ وَ إِقٰامَ الصَّلاٰةِ وَ إِيتٰاءَ الزَّكٰاةِ وَ كٰانُوا لَنٰا عٰابِدِينَ (انبياء: 72 و 73)
و اسحاق و يعقوب را [به عنوان نعمتى] افزون به او بخشيديم و همه را از شايستگان قرار داديم. و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مىكردند، و به ايشان انجام دادن كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستنده ما بودند.
آلوسى، يكى از مفسران اهلسنت، ذيل اين آيه مىگويد: مقام امامت، يكى از مواهب الهى است كه خداوند براى امام جعل كرده و از ويژگىهاى امام اين است كه به امر خدا هدايت مىكند. وى در ادامه مىگويد:
وقوله وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا يشير الى ان الامامة ايضا من المواهب وانه ينبغى ان الامام يكون هاديا بامر الله لا بالطبع والهوى ... وقوله وَ أَوْحَيْنٰا ... ) يشير الى ان هذه المعاملات لاتصدر من الإنسان الا بالوحى للانبياء وبالإلهام للاولياء وان طبيعة النفس الانسانية ان تكون امارة بالسوء. 1
جمله وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا ، اشاره دارد به اينكه «مقام امامت» از بخششهاى الهى است و سزاوار اين است كه امام به امر خدا، نه از روى هواى نفس خود، هدايتگر باشد ... و جمله وَ أَوْحَيْنٰا إِلَيْهِمْ ...)، اشاره مىكند كه اين كارها [انجام كارهاى خير، برپا داشتن نماز و پرداخت زكات] از انبياء به توسط وحى و از اولياء به واسطه الهام خدا صادر مىشود؛ و الا طبع نفس انسانى، به بدى امر مىكند.