25امامت رياست عمومى در دين و دنيا براى فردى از افراد بهعنوان جانشين پيامبر است. پس رياست، جنسى قريب و بعيد النسبة مىباشد با قيد عموميتى كه در تعريف ذكر شد، خصوص ولايت و سرپرستى شهر و قضاوت جامعه از تعريف خارج مىشود. تعلق امامت به دين، پادشاهى را خارج مىكند و قيد دنيا، قضاوت را خارج مىكند و به واسطه قيد «شخص انسانى»، فرشته و جن خارج مىشوند (اگر امكان داشته باشد) و با قيد خلافت، نبوت خارج مىشود تا منطبق با قبلش شود.
چنانكه روشن است، وى به جاى عبارت «نيابة عن النبى»، عبارت «خلافة عن النبى» را بهكار برده است. وى درباره قيد «لشخص من الاشخاص» گفته است:
قيد مزبور بيانگر دو مطلب است: يكى اينكه امام، فردى است معين و مشخص كه از جانب خدا و پيامبر(ص) براى منصب امامت تعيين شده است و ديگرى اينكه امام، در هر عصر و زمانى يكى بيش نيست. 1
به اعتقاد جرجانى، شارح المواقف، قيد «لشخص من الاشخاص»، براى احتراز از موردى است كه امام، فاسق شود و امت، او را از امامت عزل كنند؛ زيرا در اينجا، كل «امت»، شخص معينى نخواهد بود. 2
دو تفسير يادشده از عبارت «لشخص من الاشخاص»، مبتنى بر دو مبناى كلامى در مسئله امامت است: تفسير نخست، بر نظريه انتصاب در امامت مبتنى است و تفسير دوم، بر نظريه انتخاب.
پنج- قاضى عضدالدين ايجى كه يكى از متكلمان اهلسنت است، امامت را اينگونه تعريف مىكند: «الامامة خلافة الرسول في اقامه الدين بحيث يجب اتباعه على كافة الامة» 3؛ «امامت عبارت است از جانشينى پيامبر در حفظ و اجراى دين، بهگونهاى كه پيروى از او بر همه امت واجب است».