81و گاه به قصد تأكيد مكرر بهكار مىبرند: «سوا سوا: با هم »
3 - و بعَدِين: به معناى «سپس » و معادل فصيح آن «ثُمّ » مىباشد.
هيَّ تفَرِّجِت ع الفيلم و بعَدِين سِمعّت الأخبار: او فيلم نگاه كرد و سپس به اخبار گوش كرد.
4- «مَعكُنْ » با «ع » ساكن و «ن » غير مشدد: به معناى «مَعَكُم » براى جمع مخاطب است. اين نحوه كاربرد ضمير، امتداد تلفظ در زبان سريانى است كه در سرزمين قديم سوريه و لبنان، مىزيستهاند كه در نزد آنان، ضماير مذكر و مؤنث كيسان بوده است.
- أيوَه: براى تأكيد پاسخى مثبت بهكار مىرود وبرخى آن را مخفف «اي والله » دانستهاند كه به معناى «أجل و نعم » در زبان عربى، و «بله و آرى » در زبان فارسى است.
6- فيِ: مردم سوريه، مصر و لبنان، واژه «في » را در معناى (يوجد) و (يكون) و (موجود) به معناى فارسى «است و مىباشد » بهكار مىبرند ومصريان آن را به صورت (فيه) مىنويسند. و عبارت «ما في » يعنى موجود نيست.
7- مَصاري: در گذشته در مصر پول فلزى را مصريه مىگفتند. ابراهيم پاشا پول مصرى را به سوريه و لبنان آورد. واژه مصريه به صورت جمع مؤنث سالم (مصريات) در مصر، و به صورت جمع مكسر (مصاري) در سوريه و لبنان، به معناى مطلق پول متداول شد و با اينكه آن پول فلزى از جريان خارج شده است، ولى نامش معروف است.
8- بارد، دافئ، ساخن: واژه «ماي بارد » به معنى آب سرد و «دافئ » آب ولرم و «ساخن » آب گرم است، عموماً «بارد » به معناى نوشيدنى سرد و غير از آب است. و در غير اين صورت، شربت را «شراب »، نوشابه را «كازوز يا كولا »، بستنى را «بوظه » و در عراق «موطَه ،» آب معدنى را «ماي نَبَع » و كمپوت ميوه را «فواكه مُعَلّبات » مىگويند.
9- يا ريِت: به معناى «اى كاش » و فصيح آن «ليتَ » مىباشد.
60- أدّشِ: در اصل «قَدّش » بوده، به معناى چقدر و معروفترين كلمه پرسشى براى سوال از قيمت و تعداد چيزى است و مخفف آن نيز «أدّ » مىباشد. دكتر أنيس فريحه معتقد است اصل اين كلمه «قَدرُه أي شَيء » بوده است.