77لا، لسِّا ما إجا. (نه، هنوز نيامد.)
2 - إشما: از دو بخش «اش » يعنى «ايّ شيء » و «ما » تركيب يافته است، و «إشما بدِّك » فصيح آن «ما أردت» ، «ما أحببت» ، «ما شئت » و يا در صيغه مضارع آن، به معناى «هرچه دلت بخواهد » ، « هرچه بخواهى» ،« هرچه مايل باشى ».
26 - شُوَىّ و شُوَيئة : به معناى «قليل » است و به نظر مىرسد اصل آن «شوى » و «شويئه » است كه مصغر واژه «شيء » به معناى چيز است، به معناى «چيزك » يعنى «اندك » و «قليل ».
27 - لكَانْ: كه با اماله الف «لكن » نيز تلفظ مىشود، سريانى و به معناى «كَيفَ » است، و در زبان سريانى براى استفهام تؤام با تعجب «كيف لا؟ « :» چگونه نه؟ » بهكار مىرود، و مردم لبنان و سوريه آن را در معناى «لمَِ لا؟ « :» چرا نه، چراكه نه، پس چه؟ » نيز بهكار مىبرند.
28 - هكِيْ و هكِيْ : اين تعبير در لهجه عاميانه سوريه و لبنان به معناى «همين طور وچنين و چنان » است.
29 - مشِ، مو : در عاميانه براى نفى است بايد دانست كه «مش » در لبنان و «مو » در سوريه استعمال دارد.
عبارت «مش » از ما شىء تركيب يافته، ومعمولاً در آغاز جملههاى اسميه مىآيد، مانند: «مش هو... » به معناى «ليس هو... » و «مش هون اخوك. » به معناى «ليس اخوك هنا ». ولى در آغاز جملاتى كه با فعل شروع مىشود، نمىآيد و نمىگويند: «مش قام » بلكه در اينجا «ما قام » گفته مىشود.
30 - عُمْلة : به معناى كارمزد و كميسيون است و «العُملة الصعبة » به معناى «ارز » است، اما مطلق پول در اصطلاح اقتصادى «نقد » و جمع آن «نقود » است كه در عاميانه «فُلوُس » مىگويند.
پولهاى فلزى و سكه را «نقود معدنية » و «مسكوكات » و پولهاى اسكناس را، «نقود ورقية » مىگويند، ولى اگر واژه «عُملة » را براى پول مملكت خودشان هم بهكار برند، در آن صورت «العملة الوطنية » مىگويند، كه در برابر «العملة الاجنبية » و «العملة الصعبة » قرار مىگيرد.