142- رَح كيون الراتبِ عَلَى حَسب ساعات الشِغِل.
حقوق به ساعات كار بستگى داره.
23. مو طالِع بإيدي
اين تعبير براى عدم توانايى بر انجام كارى استفاده مىشود.
عَمِلتِ كلِ جُهدي لسِاعدَكْ، بسَْ مو طالعِ بإِيدي أكتَر منِ هِيك.
تمام تلاشم را براى كمك به تو بهكار گرفتم ولى از دست من بيشتر از اين ساخته نيست.
- درِسِِتْ كلِّ الوقت، و ما بيِطلَع بإيدي أحسَن منِ هَالنتيجِة.
تمام وقت درس خواندم ولى بهتر از اين نتيجه از دستم ساخته نيست.
24. عَالأربعة و عشرين
اين عبارت براى بيان انجام بهصورت كامل و تمام است.
- الصديق الاول: كيِفْ كانْ سَفرَك؟ سفرت چطور بود؟
- الصديق الثانى: عَالأربعَة وَ عِشرين. خوب وكامل.
25. شْلون فِيني
اين تعبير هنگامى بهكار مىرود كه بخواهيد كيفيت انجام كارى را بپرسيد.
- شْلون فيني رُوح عَ سُوق الحَميديةّ؟ چطور مىتونم به بازار حميديه برم؟
- شْلونْ فيك تشَتغِل بهَِالشُوب؟ چطور مىتونى تو اين گرما كار كنى؟
- شْلونْ فيك تحَِلّ هَالمُشلكة؟ چطور مىتونى اين مشكل را حل كنى؟
26. لازم تْساوي
اين تعبير بر ضرورت انجام كارى اشاره دارد.
- إذا بدَِّك تُقَوّي لغَُتَك، لازمْ تسْاوِي شُويةِ دورات بالصيف.
اگه بخواى زبانتو تقويت كنى لازمه مقدارى دوره تابستانه بگذرونى.