143- لازمْ تسْاوي شُويةّ فُحُوصات، حتّى نطَمئن عَلَى صِحّتَك.
بايد مقدارى آزمايشات انجام بدى تا به سلامتيت مطمئن شوم.
27. بِقتَرح عَلَيك
اين تعبير هنگامى بهكار مىرود كه بخواهيد درباره موضوعى، نظرى را پيشنهاد بدهيد.
- منِْشانِ مُشكلةِ البيت، بقِتَرحْ عَل كي تَحكِي مَع صاحِب المَكتب العقاري.
براى مشكل خونه، بهت پيشنهاد مىكنم با صاحب بنگاه املاك صحبت كنى.
- بقِتَرحْ عل كينْ، إنوّ نسْافر بكُرَة عَ الزَبدَاني.
بهتون پيشنهاد مىكنم كه فردا به زبدانى (منطقهاى لاييقى نزديك دمشق) سفر كنيم.
28. شُو صاير مَعَك
اين تعبير هنگامى بهكار مىرود كه بخواهيد ازعلت حالتى در شخصى جويا شويد.
- شِكلَك مَزعوجْ، شو صاير مَعَك؟ قيافهات ناراحته، چت شده؟
- ليِشْ زَعلانْ، شو صايرْ معَك؟ چرا ناراحتى، چت شده؟
29. عِمِ تْصادِفني
اين اصطلاح براى زمانى است كه رويدادى ناگهانى رخ دهد.
- وَ الله هالأيام، عَم تصْادفني مَشاكل كْتير بالشِغل.
به خدا اين روزها با مشكلات كارى زيادى مواجه مىشم.
- أنا عَمْ أدرُس إنكليزي، عَم تصْادفِني كْتير كلمات جْديدة.
من انگليسى مىخونم و با كلمات جديدى مواجه مىشم.
30. بَلكي بِئدر (بقدر)
اين اصطلاح براى بيان رغبت به كمك به ديگران باتوجه به امكانات موجود است.
- إحْكِيليِ مشِكِلْتكَ، بلَكِي بقِْدِر ساعْدَك.