97داشت، آن را در مكه مىگرداندند. اميرالحاج كه به نيابت سلطان، امارت حج را داشت، نيابت محمل را نيز عهدهدار بود. 1 داشتن محمل، نشانهاى از كثرت حجاج يك ديار و مهمتر از آن، حضور يك دولت قوى و بانفوذ كه مىتوانسته به نوعى در حرمين هم اعمال نفوذ كند، بوده است. 2 اين رسم در زمان منصور عباسى پديد آمد. خنجى درباره تاريخچه محمل مىنويسد:
در زمان خلافت عباسيان، منصور خليفه، هر چند سال يك نوبت خود رفتى و در سالى كه خود نرفتى، كسى را امارت حج دادى و قافله روان ساختى و محفّه خود را همراه قافله فرستادى تا مردمان از شكوه محفّه او اعتبار گرفتندى و آن را تعظيم تمام كردندى و آن محفّه را محمل نام كردند و رسم فرستادن محمل به كعبه از آنجا پيدا شد و در تمام زمان خلفا آن رسم مقرر بود؛ و حالى از بغداد قافلهاى كه سلطان عراق روان مىگرداند، اميرحاج نصب مىكند و محمل همراه مىفرستد و آن را محمل عراقيان گويند و قافلهاى كه امير شام روان مىگرداند و محمل همراه مىفرستد، آن را محمل شاميان گويند و قافلهاى كه سلطان مصر روان مىگرداند، آن را محمل مصريان گويند و آن اعظم محملهاست. 3
كاروانها بهطور معمول با محمل به حج مىرفتند. محمل مصر چون جامه كعبه را به همراه داشت، از اعتبار بيشترى برخوردار بود. بعضى مواقع واليان مكه به دليل باشكوهتر بودن محمل شامى از محمل مصرى، مانع ورود آنها مىشدند يا با تأخير، اجازه مىدادند وارد مكه شوند تا از شكوه قافلهشان كاسته شود. 4
در دورۀ فترت پس از سقوط ايلخانان، حاكمان بغداد، از سوى سلاطين جلايرى، به اين كار اهتمام مىورزيدند. نخجوانى كه خود در اين دوره مىزيست در قسم دوم در