95تركمانان بود و در رقابت با آنها رشد كرده بود، سقوط كرد. 1
پس از مرگ شاهرخ، قسمت غربى ايران از دست حكومت تيمورى خارج شد و جانشينان شاهرخ هرگز نتوانستند غرب ايران را تصرف كنند و فقط اداره بخشى از قلمرو شرقى را در دست داشتند. بدين ترتيب فرزندان قرايلك آققويونلو كه مفسدالارض شناخته شده بود و خود زمانى متعهد شده بود كه به كاروان حجاج حمله نكند 2، راهاندازى كاروانهاى حج و تأمين امنيت راهها را بر عهده گرفتند. كاروان عراق با حمايت آققويونلوها و اميرالحاجى كه از سوىشان منصوب شده بود، عازم حجاز مىگشت. 3 آققويونلوها در ذكر نسب خود، اجدادشان را شاهانى معرفى كردهاند كه در سرزمينى ميان حجاز و شام فرمانروايى مىكردند و اينگونه تسلط بر راه حج را حق مشروع خود و با سابقهاى طولانى جلوه مىدادند 4؛ بدينگونه شاهان آققويونلو بر راه حجاز تسلط يافتند و تأمين امنيت حجاج و كاروانهاى حج را برعهده گرفته، در مقابل، شاهان تيمورى به نوشتن سفارشنامههايى به آنان، براى تأمين امنيت حجاج، بسنده مىكردند. بزرگان و وابستگان دربارى نيز چون خود يا اطرافيانشان قصد حج مىكردند، درخواست نامههايى براى امنيت راهها و حمايت از كاروان به آذربايجان مىفرستادند؛ 5 همچنانكه براى حاكمان مسلط بر راه و اميران مكه نيز از اين نامهها مىفرستادند. 6 گاه خطر چندان جدى بود كه آققويونلوها نيز از دفع آن عاجز بودند و از ملك مصر كمك مىگرفتند؛ بهگونهاى كه كاروان حج عراق را تجهيز و آماده مىكردند، اما به سبب خطر راه، آنقدر معطل مىشدند كه موسم حج مىگذشت و كاروان منحل مىشد؛ براى مثال،