88دفع قطاع و سراق» آورده، نشانگر آشفتگى اوضاع و وضعيت نابسامان راههاست. 1 همزمان در مصر نيز با فوت ملك ناصر، اوضاع، مشوش و راهها ناامن شد؛ بهطورىكه حتى خاندان سلطنتى هم از غارت راهزنان در امان نبودند. 2
سلطان حسن جلايرى كه در دوره فترت پس از سقوط ايلخانى، بر عراق عرب حكم مىراند، تلاشهاى بسيارى براى اصلاح و تأمين امنيت راه حج كرد و كوشيد كاروان عراق را هرسال به مكه بفرستند. با مرگ وى در سال 757 ه.ق، راهها بسيار ناامن شد و دزدان، كاروان حج را غارت مىكردند؛ چنانكه فقها به تعطيل شدن حج در آن سال فتوا دادند. 3 در همين سال سلطان اويس، نقيبالاشراف شيرازى، ابوالاشراف محمد بن حسين بن على بن حسينى يزدى (متوفاى762 ه.ق) را كه قصد گزاردن حج داشت، مأمور كرد تا در اين سفر به بررسى كمبودها و نواقص حج بپردازد. او همچنين وظيفه داشت اين مسائل را با شرفاى حرمين شريفين و امراى عرب در ميان بگذارد و از آنها توضيح بخواهد كه چرا حق مجاورت چنان مواضع را چنانكه شايسته است، به جاى نمىآورند و به تطهير و توقير آن نمىكوشند. 4
نخجوانى مكاتيبى را در ارتباط با تعيين اميرالحاج، تدارك قافله عراق و تجهيز آن به وسيله جلايريان، آورده است. 5 با اينحال، در طول حكومت سلطان اويس، كاروان عراق، به علت ناامنى راهها، به طور نامنظم ارسال مىشد و بعد از او، كاروان حج عراق تعطيل شد و مردم به كاروان شام پيوستند. در سال 831 ه.ق، محمل عراق با چهارصد شتر به مكه رفت. اين كاروان را حسين بن على بن سلطان احمد بن اويس كه توانسته