201
پيوست شماره 1: درباره فقه حج و عمره
«عمره، به مذهب ابوحنيفه و مالك، سنت موكد است و پيش ديگران فريضه، و اداى حج اسلام، بىحصول پنج شرط صورت نبندد: اسلام و حريت و بلوغ و عقل و استطاعت كه صحت بدنى است و قدرت بر زاد و رحله زياده از نفقه؛ هر كه شرعاً نفقه بر او واجب است تا رفتن و آمدن و زياده از قضاى دين و مسكن و لباس و خدمتكار و آنچه لابد او باشد و امن طريق.
به مذهب مالك، قدرت بر راحله شرط استطاعت نيست تا اگر پياده تواند رفت، بر او واجب شود. و اگر كسى را مرض مزمن باشد كه به شدن از آن ممكن نبود و مال داشته باشد و به هيچگونه بهخود نتواند گزاردن، بر او واجب شود كه ديگرى را به اجرت گرفتن تا براى او حج بگزارد و اجير، به مذهب شافعى و احمد، بايد كه يكبار حج گزارده باشد؛ برخلاف ديگران. و ابتداى وقت شوال است تا عاشر ذوالحجه.
اما فرايض و اركان حج به مذهب ابوحنيفه دو چيز است: يكى وقوف به عرفه، دوم طواف زيارت. و احرام پيش او شرط است مانند ركن؛ و واجبات شش چيزند: يكى احرام گرفتن از ميقات: ميقات اهل مدينه، ذوالحليفه است و ميقات اهل شام و مصر، جحفه و ميقات اهل عراق، ذاتعرق و ميقات اهل يمن، يلملم و ميقات اهل نجد، قرن. و هر كه را خانه درون اين مواقيت باشد، ميقات او از خانه او باشد. دوم سعى ميان صفا و مروه كه تركش به قربان گوسفندى منجر شود و سعى به مذهب ديگران، ركن است. سيم وقوف مزدلفه بعد از نماز صبح روز عيد نزديك مشعرالحرام و ترك آن موجب قربان است؛ به مذهب شافعى سنت بود، اما شب عيد به مُزدَلَفه خفتن و شبها اقامت