158خواجه حضيرى (حزيرى)، محدث بزرگ، استماع حديث مىكرد و سند حديث نيز گرفت. 1 جامى در ششم ذىالحجه به مكه رسيد. او غزلى را پس از توفيق اداى حج سرود كه آغاز آن چنين است:
به كعبه رفتم و زانجا هواى كوى تو كردم
جمال كعبه تماشا به ياد روى تو كردم 2
درباره جزئيات اعمال جامى در مكه اطلاع چندانى در دست نيست. همين اندازه مىدانيم كه وى، پس از پانزده روز آنجا را به قصد دمشق ترك كرد. در راه بازگشت، در حلب، سلطان محمد عثمانى 3 خواجه عطاالله كرمانى را كه از اصحاب جامى بود، با نامه، پنج هزار اشرفى و هداياى ارزنده ديگر، به سوى جامى فرستاد و خواستار سفر وى به جانب روم شد. اما جامى بهخاطر سختى راه و مايل نبودن كاروان به رفتن اين راه دور، دعوت وى را رد كرد. 4
همزمان خبر رسيد كه امراى مصرى، بهدليل غارت لشكر اوزونحسن درحوالى شهرحلب، مىخواهند قافله بغداد را تاراج كنند. گفتنى است تأمين امنيت قافله حجاج به عهده اوزون حسن بود كه ولايات غربى ايران را در اختيار داشت. بنابراين جامى و همراهان با صلاحديد شرفاى مكه، بىدرنگ بهسوى تبريز شتافتند. 5 كاشفى سبب اين تعجيل را تمايل نداشتن جامى براى ديدار با رسولان قيصر روم دانسته، مىنويسد: «جامى نمىخواست با رسولان قيصر روبهرو شود؛ به همين سبب بىتوقف به راه تبريز نهاد كه مبادا رسولان از دمشق به حلب آيند و بهاصرار، ايشان را طلب كنند». 6