132صوفيان است.
از لحاظ اعتقادى، فريضه حج از نظر صوفيان با آنچه فقها در نظر داشتند، بسيار تفاوت داشت. آنها حج مورد نظر فقها را حجِ پستهمتان مىدانستند 1 و سيراب كردن سگى را برتر از هفتاد حج از آن نوع مىشمردند. 2 سهل بن عبدالله تسترى (عارف قرن چهارم هجرى) در عرفات، كعبه را ديد كه بر گِرد مردى طواف مىكند. آن مرد به او گفته بود: «يا سهل! هركس كه قدم بردارد تا جمال كعبه را ببيند، لابد او را طواف كعبه بايد كرد. اما هركه قدم از خود برگيرد تا جمال حق ببيند، كعبه را گرد وى طواف بايد كرد». 3
فقها نيز حج عرفا و صوفيان را قبول نداشتند و هميشه اعتراضاتى به آنان داشتند؛ از جمله هنگامى كه در مجلسى، درويشى درخواست نان كرد و كسى نمىداد، شاه شجاع كرمانى گفت: «كيست كه پنجاه حج من بخرد به دو من نان و به اين درويش بدهد». فقيهى اين حرف او را كوچك شمردن شريعت خواند و به او اعتراض كرد. 4
ابوالقاسم نصرآبادى، صوفى قرن چهارم نيز، چهل حج خود را در برابر تكه نانى براى سير كردن سگى در بيابان فروخت. 5 همو بعد از چندين سال مجاورت در مكه، روزى زنّارى بر كمر بسته و در آتشكده گبران طواف مىكرد و مىگفت: «بسيارى به كعبه جستم و نيافتم اكنون در ديرش مىجويم» 6؛ به همين دليل فقها او را از حجاز راندند. گاه اين اعتراضها به جايى مىرسيد كه برخى از صوفيان كه مريدان بسيار هم داشتند، با فتاواى فقهاى دين، از سفر حجاز و حجگزاردن منع مىشدند؛ همانند خواجه