128مدتها نتوانستند آن شكست را جبران كنند. اين اقدامات، با مواضع و اعتقادات مذهبى وى در انجام وظيفهاى كه براى احياى مذهب سنت و حمايت از فقهاى سنى بر عهده گرفته بود، ارتباط نزديك داشت.
فقه سنى در عهد تيمورى باز هم به حيات خود ادامه داد و البته آخرين نقطه اوج خود را با عضدالدين ايجى پشت سرنهاد. او عقايدش را يكبار ديگر در كتاب «مواقف»، به شكل اصولى، تدوين كرد. آثار فقهى اين دوره، بيشتر شرحهايى در حجم بزرگ، تذييل و تحشيه بر كتب گذشتگان و تدوين كتابهاى درسى بود كه حتى خلاصه آن نيز براى خواننده زمانهاى بعد، بهسختى مفهوم بود. در مجموع رجال اهل سنت در موقعيتى نبودند تا در منازعه با اكثريت رو به رشد شيعه، يا جنبشهاى بدعتآميز، پيروز شوند. 1
رويكرد گروههاى مختلف اهل تسنن و تشيع به حج، در آثار فقهى متعدد آنان انعكاس يافته است و براى شناخت آن، بايد به بررسى آثار يادشده پرداخت. در كتابهاى فقهى علماى شيعه و سنى اين دوره، حج از اركان اسلام معرفى شده است و مسئله و ديدگاه جديدى، علاوه بر آراى پيشينيان، وجود ندارد. در اين آثار، به بيان شرايط و قواعد كلى حج، اعمال و مناسك آن در مذاهب اربعه و تشيع و همچنين ذكر اختلافات علما و فتاواى آنها درباره كيفيت حجگزارى، پرداخته شده است. شمسالدين آملى، باب چهارم از فن پنجم كتاب نفايس الفنون خود را به حج و عمره اختصاص داده و در آن، به بيان آراى اهل سنت و شيعيان در اين باره پرداخته است. 2 ابنمكى، معروف به شهيد اول، در كتاب لمعه دمشقيه خود، فصلى در بيان حج، براساس فقه شيعى آورده است. 3 شيخ آذرى، ديگر عالم اين دوره نيز كتابى در كيفيت مناسك حج