112كرد 1 و كاروان را كه يكى از همسران تيمور نيز در آن حضور داشت، بسيار تكريم نمود. 2 اما مردم و امراى مصرى و شامى، با حمله به هيئت ارسالى و غارت قافله، نارضايتى خود را نشان دادند.
ماجرا از اين قرار بود كه روزى فرستادگان شاهرخ ديرتر از مجلس سلطان بيرون آمدند و شايع شد كه سلطان حكم به گرفتن آنها كرده و بههمين جهت، مردم، قافله را غارت كردند. 3 تمام كالاهاى قيمتى قافله، همچون نگينهاى فيروزه كرمانى، شقههاى حرير و مخمل، مشك و انواع پوستين كه بالغ بر بيست هزار دينار بود، به يغما رفت و تنها جامه كعبه باقى ماند. 4 سلطان از شنيدن اين خبر بسيار خشمگين شد و به دلجويى از سفراى ايران پرداخت و سوگند ياد كرد كه از ماجرا بىخبر بوده است. 5 وى جمعى از غارتكنندگان را در ملأعام تازيانه زد و ارزاق بعضى از مماليك را نيز قطع كرد. 6 سپس اسباب سفر آنها را ترتيب داد و طلاهاى زيادى به اعضاى هيئت بخشيد تا آنان را راضى كند. قاصدانى را نيز همراهشان كرد و براى رعايت حال ايشان، سفارشنامههايى را براى حاكمان حرمين شريفين نوشت.
بدين ترتيب فرستادگان شاهرخ به همراه كاروان محمل مصرى حركت كردند و توانستند به اهتمام شرفا، حكام و خدام مكه در روز عيد قربان، كعبه را جامه بپوشانند. 7 البته سلطان مصر تنها اجازه داد درون كعبه را با آن جامه بپوشانند. جامه را