110از مرگ وى، اوضاع مصر بسيار 1 آشفته شد؛ چنانكه قبايل عرب، در منازل نزديك به مكه، قافله حجاج را غارت مىكردند. 2 فرزند وى، ملك العزيز يوسف بن الاشرف برسباى، بيشتر از 94 روز نتوانست سلطنت كند و امراى مصر و شام، امير چقماق را با لقب ملك ظاهر به جاى وى نشاندند. 3 وى روابط حسنهاى با دربار ايران در پيش گرفت و با ارسال ايلچى به دربار تيمورى، اظهار اخلاص و اتحاد كرد؛ چنين گفتهاند كه وى شبى در خواب ديد كه شاهرخ وى را به تخت سلطنت مصر نشانده است و از اين جهت به شاهرخ حسن نيت داشت. در سال 843 ه.ق فرستاده او، جيكبوقا كه از امراى بزرگ مصر بود، با هداياى فراوان و نفيس براى رفع كدورتهاى گذشته، به دارالسلطنه هرات رسيد. 4
بايد توجه داشت كه در اين سالها، شاهرخ بزرگترين قدرت منطقه بود و بخش وسيعى از امپراتورى تيمورى را تحت سلطه خود داشت. وى در سال قبل، براى مراد عثمانى خلعت و تاج فرستاد كه وى در مجلسى خاص به آن ملبس شد. 5 شاهرخ از فرستاده امير چقماق (ملك ظاهر) پذيرايى شاهانه كرد و مولانا حسامالدين مباركشاه پروانچى را به همراه وى به سفارت فرستاد. 6 از آنجا كه وى در راه درگذشت، ادامه رسالت را پسرش خواجه كلان بر عهده گرفت. وى نيز بيمار بود و بعد از اينكه هدايا و نامه را به دست سلطان مصر رساند، بر اثر شدت بيمارى از دنيا رفت و بهطور موقت در بيرون قاهره دفن شد. سپس جنازه او و پدرش را به قدس منتقل كردند. 7