108نوشت كه او را حتى در حد حاكمى كوچك قبول ندارد و اگر قدرتى دارد، سال آينده به جنگ بيايد. همچنين يادآور شد كه امتناع شاهرخ از جنگ، چيزى جز ضعف و سستى نمىتواند باشد. البته گفتنى است كه پس از مرگ تيمور، ايران و مصر هيچگاه بهطور مستقيم وارد جنگ نشدند و هر دو درگير مسائل و مشكلات داخلى بودند. فقط گاه اميرنشينهاى منطقه مرزى، با حمايت اين دو قدرت، با هم وارد جنگ مىشدند. در پايان نامه هم علت مخالفت خود با تقاضاى شاهرخ را براى جامه پوشانيدن كعبه، چنين بيان كرد: «اموال شما حرام است. پوشانيدن كعبه تنها از اموال خالص و حلال صورت مىگيرد». 1 برسباى به تهديد اكتفا نكرد و بلافاصله نامهاى به مرادبيك عثمانى نوشت و خواستار جنگ وى با شاهرخ شد و دستور تجهيز سپاه شام را نيز داد. 2 از آن تاريخ ديگر مكاتبهاى در دوره ملك اشرف صورت نگرفت و بدين ترتيب، نخستين تلاشهاى شاهرخ براى جامه پوشانيدن كعبه با شكست روبهرو شد.
البته در نظر گرفتن مسائل سياسى، نقش عمدهاى در تصميم برسباى براى رد درخواست شاهرخ داشت و توجيهات شرعى، تنها پوششى بر آن ملاحظات سياسى بود؛ اينكه وى متوقع شدن ديگر ملوك را براى پوشانيدن كعبه و همچنين بروز فتنه و آشوب را از دلايل مخالفت خود ذكر مىكرد، 3 از نشانههاى سياسى بودن موضوع است. افزون بر آن، خاطره تلخ شاميان و مصريان از حملات تيمور، در تصميم مماليك بىتأثير نبود. وى فرزند كسى بود كه شام را به ويرانى كشيد و فجيعترين مصيبت در تاريخ دمشق، حمله او بود كه تا امروز نيز به صورت ضربالمثل باقى مانده است. 4 در نگاهى كلانتر، براى ساكنان و دولتمردان قلمرو مماليك، شاهرخ سلطانى مغولى و از