106
-[محمدبنالحسن بإسناده عن] سَعْدُبنعبدالله عَنْ أَبِيجَعْفَرٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بن مَعْرُوفٍ عَنْ صَفْوَانَبنيَحْيَى عَنْ عبداللهبنبُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام يَقُولُ:... وَ حَرَّمَ رَسُولُاللهِ (ص) المَدِينَةَ مَا بَيْنَ لابَتَيْهَا صَيْدَهَا وَ حَرَّمَ مَا حَوْلَهَا بَرِيداً فِي بَرِيدٍ أَنْ يُخْتَلَى خَلاهَا أَوْ يُعْضَد. 1
در روايات فوق، مدينه، حرم رسول خدا معرفى مىشود. البته به اين مقياس كه از سمت جنوب به شمال، حد فاصل كوه عير و ثور و در شرق و غرب، همان حره شرقى و غربى باشد؛ بهعبارت ديگر شهر مدينه و حوالى آن تا اين مقياس، حرم رسولخدا است.
در مقام جمع بين اين دو دسته از روايات بايد گفت: لسان اين روايات به گونهاى است كه روايات قبلى را تفسير مىكند؛ بهعبارت ديگر در اين احاديث مراد از مدينه، اين مقياس بيان شده است. بنابراين نمىتوان گفت حرم در برخى از روايات، مدينه و در برخى ديگر محدودهاى اعم از شهر مدينه معرفى شده و از آنجا كه هر دو در مقام حصر و بيان محدوده حرم هستند، قدر متيقن از آن احاديث و محدوده حرم، شهر مدينه است؛ زيرا احاديثى كه حرم رسولخدا را شهر مدينه معرفى مىكنند، در مقام حصر و تفسير نيستند، بلكه مانند آنچه در مكه بيان شد، از باب تطبيق هستند؛ منتها رواياتى كه حرم را مدينه با ابعاد خاصى معرفى مىكنند، در مقام حصر هستند. بنابراين، اين دو دسته از روايات تعارضى با هم ندارند و ذكر مدينه به حرم، از باب شرف و منزلت شهر مدينه بوده و استعمال جزء و اراده كل است، و يا تطبيق است و يا روايات دسته دوم، مراد از مدينه را بيان كردهاند.
البته در بحث تعيين محدوده شهر مدينه در زمان حضرت رسول (ص) ، مطلبى بيان