105است 1 و در برخى از نقاط، حرم بيرون از شهر مكه را هم دربرمىگيرد؛ به تعبير ديگر رابطه اين دو، با تسامح 2 عموم و خصوص منوجه است؛ بنابراين، اين روايات قطعاً در مقام حصر نيستند و مراد از حرمالله كه در اين روايات شهر مكه معرفى شده است، چهبسا از باب مقام و منزلت شهر مكه و نزديكى به مركز حرم، يعنى كعبه شريف باشد؛ يعنى از باب استعمال جزء و اراده كل و يا از باب تطبيق باشد. اما اگر در بحث مفهوم مكه بيان شد كه برخى مكه را همان حرم معنا كردهاند، در اينجا اتحاد مفهومى خواهد بود. به هر حال ما در همان مبحث به تبعيت از عرف، مكه را از باب حمل كل بر جزء و يا قدر متيقن بودن شهر در مراد از مكه، معنا كرديم و مفهوم آنرا تنها شهر دانستيم؛ بنابراين مراد اين روايات كه حرم را به مكه معرفى مىكند، از باب شرف و منزلت مكه است.
درباره حرمالرسول، در اين روايات، مراد شهر مدينه است، اما همانگونه كه بيان شد، در روايات ديگر، محدوده حرم، در سمت جنوب به شمال، حد فاصل كوه عير و ثور و در شرق و غرب، همان حره شرقى و غربى معرفى مىشود. به اين روايات توجه كنيد:
-رُوِّينَا عَنْ عَلِيٍّ عليه السلام أَنَّهُ خَطَبَ فَقَالَ فِي خُطْبَتِهِ قَالَ رَسُولُاللهِ (ص) المَدِينَةُ حَرَمٌ مَا بَيْنَ عَيْرٍ إِلَى ثَوْرٍ فَمَنْ أَحْدَثَ فِيهَا حَدَثاً أَوْ آوَى مُحْدِثاً فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللهِ وَ المَلائِكَةِ وَ النَّاس... . 3
-[محمدبنيعقوب عن] أَبُو عَلِيٍّ الأَشْعَرِيُّ عَنِ الحَسَنِبنعَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنْ عَلِيِّبنمَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَبنأَيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَبنعَمَّارٍ عَنْ أَبِي عبدالله عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُاللهِ (ص) إِنَّ مَكَّةَ حرمالله حَرَّمَهَا إِبْرَاهِيمُ عليه السلام وَ إِنَّ المَدِينَةَ حَرَمِي مَا بَيْنَ لابَتَيْهَا حَرَمٌ لا يُعْضَدُ شَجَرُهَا. 4