92در قيامت ملك و سلطنت تنها براى خداى قهار است. از اين رو هيچكس جز حق متعال نمىتواند در قيامت مؤثر باشد.
بدين ترتيب شفاعت تنها از آن جهت كه عاملى است از سوى حق تعالى (به عنوان علت فاعلى يا غايى) براى نجات گناهكار، مىتواند در آخرت تأثيرى داشته باشد. البته در اين صورت بايد منحصراً شفيع را خدا دانست، زيرا اين شفاعت از خدا به عنوان علت فاعلى يا غايى شروع مىشود و گرچه در اين ميان تتميم ظرفيتها بر عهده شفيع (يكى از اولياى الهى) گذاشته شده ولى خود او نيز تحت فرمان الهى و به امر او دستاندركار است. به عبارت ديگر، در شفاعت، خدا به جهاتى اراده مىكند گناهكار خاصى را بيامرزد و براى اين كار يكى از اولياى خود را به عنوان شفيع وسيله مغفرت قرار مىدهد. در واقع خدا آن ولى را به كار مىگيرد و از اين رو خود مؤثر است نه متأثر. در حالى كه در شفاعت باطل و نادرست، گناهكار با تمسك به شفيع او را برمىانگيزاند و آن شفيع از ناحيه مجرم به كار گرفته مىشود و پس از آن، خدا از آن شفيع تأثير مىپذيرد. حال آنكه در شفاعت خداى متعال تحت تأثير هيچ فردى قرار نمىگيرد و به اين ترتيب علم و اراده او نيز تغيير نمىيابد. خداوند از ابتداى خلقت مىداند اين فرد گناهى مىكند و به جهت آن گناه مستحق عذاب خواهد بود و پس از مدت زمانى به جهاتى مورد لطف قرار مى گيرد و خدا يكى از اولياى خود را براى نجات او از آتش به كار مىگيرد. در اين ميان، البته بنده گناهكار چون نمىداند قطعاً مورد شفاعت قرار مىگيرد يا نه 1 در حالتى بين خوف و رجاء به سر مى برد تا آنكه احياناً در موقف شفاعت، آمرزش الهى شامل حال او گردد.
با چنين تصويرى از شفاعت از همه آياتى كه شفاعت را تنها در صورت