84تبعيت از بزرگان خود بت مىپرستيدند ولى محققان آنها براى خود دلايلى داشتند. از نظر آنها خداى متعال حقيقتى نامحدود است و انسان هم به او دسترسى ندارد. بنابراين، افرادى به عنوان واسطه، فيض او را به انسانها و ساير موجودات مىرسانند. اين واسطگان از نظر آنها ملائك، ستارگان و حتى بزرگان بشر هستند. لذا لازم است انسان اينها را بپرستد تا آنها نزد خداى متعال از او شفاعت كنند: وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ يَضُرُّهُمْ وَ لاٰ يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ (يونس: 18). البته وثنيين در آغاز براى عبادت اين واسطهها و شفاعتخواهى از آنها، بتهايى به عنوان تمثال مىساختند و در برابر آنها عبادت مىكردند، ولى بعدها به همين بتهاى دستساخت خودشان به چشم استقلال نگريستند. بايد توجه داشت آن شفاعتى كه بتپرستان از آن واسطهها متوقع بودند، تنها شفاعت تكوينى بود و آنها هرگز به شريعت و وحى و آخرت و بهشت و جهنم اعتقادى نداشتند. به نظر آنها جهان بهطور كلى توسط خدا آفريده شده و همو اداره كلى آن را به عهده دارد وليكن امور جزئيهاى چون فرستادن باران و افزايش روزى و... را ارباب جزئى و بتها يا حداكثر ملائك بر عهده دارند. از اين رو براى بهرهمندى از نعمتهاى دنيايى به همين واسطهها بايد متوسل شد. قرآن كريم در مواضع بسيارى به اين اعتقادات بتپرستان اشاره كرده و درباره ناتوان بودن بتها و قرب خداى متعال به بندگان روشنگرى مىكند. 1
سه - در برخى از آيات شريفه قرآنى گرچه واژه شفاعت به كار نرفته است وليكن با ملاحظه قرائن ديگر و با توجه به احاديث معتبر مىتوان آنها را نيز از جمله آيات مؤيد شفاعت به شمار آورد، از جمله: وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نٰافِلَةً لَكَ عَسىٰ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقٰاماً مَحْمُوداً (اسراء:79). به گواهى مفسران قرآن مراد از