83اين آيه پاسخ روشنى به بتپرستان است كه فرشتگان را شريك خدا قرار داده و انتظار داشتند آنها شفاعت ايشان را نزد خداى متعال بكنند. 1 و سرانجام در آيهاى ديگر خداوند مىفرمايد ملائك بسيارى در آسمانها وجود دارند كه پس از اذن خدا در مورد آنهايى كه خدا بخواهد و مرضى حق باشند شفاعت مىكنند: وَ كَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمٰاوٰاتِ لاٰ تُغْنِي شَفٰاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللّٰهُ لِمَنْ يَشٰاءُ وَ يَرْضىٰ (نجم: 26). از تمامى آياتى كه درصدد بيان شرايط شفاعت، شفيعان و افرادى كه از شفاعت بهرهمند مىشوند، هستند مىتوان چنين استفاده كرد كه شفاعت امرى حتمى است و اين آيات بيانگر مشروط بودن آن به شرايطى خاص و تعيين حد و مرزهاى آن است.
اشاره - پس از بررسى اجمالى آيات قرآنى كه به نحوى ناظر به موضوع شفاعت هستند اشاره به چند نكته مهم، ضرورى به نظر مىرسد:
يك - بخشى از آيات قرآنى كه نافى شفاعت به شمار آمدهاند، به گواهى آيات قبل و بعدشان ناظر به نفى شفاعتى است كه يهود از سر انحصارطلبى و نژادپرستى براى قوم خود قائل بودند. برخى از اين آيات خطاب به قوم يهود است و مىتوان آنها را راجع به نفى عقايد يهوديان دانست ولى از آنجايى كه مورد هرگز مخصص آيات نيست، بايد گفت اينگونه آيات هرگونه شفاعتى را كه بىاساس و تنها بر پايه رابطه و نسبت و بدون ضابطه باشد نفى مىكند. بر اين اساس، بسيارى از شفاعتهايى كه برخى از مسلمانان (عوام) به آن اعتقاد دارند توسط همين آيات مردود شناخته مىشود.
دو- برخى از آيات نافى شفاعت، ناظر به پاسخگويى به شبهات وثنيين و بتپرستان است. البته در ميان بتپرستان، تودهها از روى عادت جاهلى و به