82
إِلاّٰ أَصْحٰابَ الْيَمِينِ* فِي جَنّٰاتٍ يَتَسٰاءَلُونَ* عَنِ الْمُجْرِمِينَ* مٰا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ* قٰالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ* وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ* وَ كُنّٰا نَخُوضُ مَعَ الْخٰائِضِينَ* وَ كُنّٰا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ* حَتّٰى أَتٰانَا الْيَقِينُ* فَمٰا تَنْفَعُهُمْ شَفٰاعَةُ الشّٰافِعِينَ (مدثر، 39 - 48)
از اين آيه چنين استفاده مىشود كه عدم برخوردارى اين گروه از شفاعت، به عقايد و نوع اعمالى برمىگردد كه در واقع شايستگى و زمينه شفاعت را در آنها از بين برده است و اين تعبير در صورتى رواست كه شفاعت در مورد عدهاى وجود داشته باشد و اينها به علت موانعى محروم شوند. به عبارت ديگر، نفى اين آيه متوجه سودمندى شفاعت است. به علاوه تعبير فَمٰا تَنْفَعُهُمْ شَفٰاعَةُ الشّٰافِعِينَ دلالت بر آن دارد كه شفيعان روز قيامت متعدد هستند.
گروهى ديگر از اين آيات شرايط شفاعت و يا شرط تأثير شفاعت را مطرح مىنمايند. اين آيات بهطور تلويحى اصل شفاعت را اثبات مىكنند، زيرا اگر شفاعت بهطور كلى و نسبت به همگان منتفى بود بيان اين شرايط موردى نداشت. از نظر آيات قرآنى شفيع در شفاعت خود بايد اذن خداى متعال را داشته باشد. 1 گاهى نيز پس از نفى شفاعت بتها، فرشتگان و... گروهى خاص را كه عالمانه شهادت به حق مىدهند استثنا مىكند: وَ لاٰ يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفٰاعَةَ إِلاّٰ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (زخرف: 86). در آياتى ديگر از همين قبيل، صريحاً اظهار شده است كه ملائك تنها كسانى را مورد شفاعت قرار مىدهند كه خود با داشتن دين صحيح و مورد رضاى حق مرتضاى حق باشند:
قٰالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمٰنُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ بَلْ عِبٰادٌ مُكْرَمُونَ* لاٰ يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ* يَعْلَمُ مٰا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مٰا خَلْفَهُمْ وَ لاٰ يَشْفَعُونَ إِلاّٰ لِمَنِ ارْتَضىٰ وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ (انبياء: 26 - 28)