79كه نوع نادرست شفاعت با آنكه از نظر عقلى و نقلى كاملاً مردود است ولى از سوى بسيارى از عوام مسلمان پذيرفته شده است. از نظر گروهى، اولياى الهى چون افراد ذى نفوذى هستند كه در دستگاه خدا مشغولند و مىتوانند اراده خدا را تغيير دهند، قانون خدا را نقض نمايند و گناهكارى را با وجود حكم مجازات الهى درباره او نجات دهند. به اين ترتيب از نظر چنين گروهى شفيعان مستقل عمل مىكنند. چنين اعتقاداتى البته با توحيد ذاتى و افعالى و عبادى در تعارض كامل است. چنانچه استاد مطهرى يادآور شده است اگر كسى بپندارد در كنار دستگاه ربوبى، اولياى الهى نيز براى خود سلطنتى دارند و به گونهاى غير از اطاعت الهى، راضى و خشنود مىشوند و بر اساس اين پندار تنها درصدد جلب رضايت آنها باشد، دچار گمراهى آشكارى است و چنين افكارى چيزى جز شرك نيست. 1
استاد مطهرى شفاعت رهبرى را شفاعت عمل مىنامد زيرا در چنين مواردى آن عامل اساسى كه موجب نجات انسان مىشود، عمل اوست. البته شفاعت رهبرى تنها قسمى از اقسام شفاعت عمل است و نه مساوى آن. همه اقسام شفاعت كه در دنيا اثر مىكند (مانند توبه، عمل صالح و...) هم شفاعت عمل محسوب مىشوند. بنابراين شفاعت عمل اعم از شفاعت رهبرى است. از طرف ديگر، به نظر مىرسد «شفاعت» ناميدن شفاعت رهبرى جعل اصطلاحى خاص است. اصطلاحى كه به كلى با معناى اصطلاحى شفاعت كه در عرف مورد نظر است متفاوت مىباشد.
شفاعت تفضلى در قرآن
قرآن كريم در موضوع شفاعت مطالب مختلف و متنوعى مطرح نموده است. در برخى از آيات شفاعت بهطور مطلق نفى شده است و گاهى نيز شفاعت