80سودمند را براى گروهى خاص انكار مىكند. در گروهى از آيات شرايطى را براى شفيع و فرد مورد شفاعت برمىشمارد. در برخى از آيات گروهى از شفيعان را نام مىبرد و در برخى ديگر شفاعت بعضى را شديداً مورد انكار قرار مىدهد. با توجه به تنوع و اختلاف آشكارى كه در ظاهر بيان و محتواى آيات ملاحظه مىشود، لازم است اين آيات را در كنار هم مورد مطالعه قرار داد. آيات قرآنى در موضوع شفاعت در دو گروه عمده قرار مىگيرند:
آيات نافى شفاعت - آيات فراوانى كه در اين گروه قرار دارند به طرق مختلفى موضوع شفاعت را مطرح و نفى كردهاند. در آيهاى خاص، شفاعت بهطور مطلق انكار شده است:
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لاٰ بَيْعٌ فِيهِ وَ لاٰ خُلَّةٌ وَ لاٰ شَفٰاعَةٌ وَ الْكٰافِرُونَ هُمُ الظّٰالِمُونَ (بقره، 254)
بنابراين آيه در روز قيامت هيچگونه شفاعتى وجود ندارد. در برخى از آيات خدا شفاعت مورد نظر يهوديان را منتفى مىداند. قوم يهود به شفاعتى بىقيد و شرط معتقد بودند، از نظر آنها تنها انتساب به پيامبر موجب مىشود آن پيامبر درباره اقوام و خويشان خود شفاعت كند. اين پندار يهوديان مبتنى بر آن بود كه خود را امتى برگزيده و ممتاز دانسته و لذا معتقد بودند تنها يهوديان به بهشت وارد مىشوند و آتش هم تنها ايام معدودى آنها را عذاب مىكند. قٰالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصٰارىٰ نَحْنُ أَبْنٰاءُ اللّٰهِ وَ أَحِبّٰاؤُهُ (مائده: 18). البته قوم يهود تنها درباره يهوديان چنين نظرى داشت و در مقابل، مسيحيان نيز تنها خود را پسران و دوستان خدا مىدانستند. از سوى ديگر نژادپرستى اهل كتاب مانع از آن بود كه ديگران را جزء نجاتيافتگان بدانند: وَ قٰالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاّٰ مَنْ كٰانَ هُوداً أَوْ نَصٰارىٰ (بقره: 111) وَ قٰالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النّٰارُ إِلاّٰ أَيّٰاماً مَعْدُودَةً (بقره: 80). قرآن كريم در مقابل اين طرز فكر نژادپرستانه يهود گاهى چنين افكارى را تنها آرزوهاى دور و دراز آنها مىداند تِلْكَ أَمٰانِيُّهُمْ قُلْ هٰاتُوا بُرْهٰانَكُمْ إِنْ