66ويژگىها مأذون بودن از ناحيه خداوند و رضايت الهى بر شفاعت آنهاست: مٰا مِنْ شَفِيعٍ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ؛ 1 «شفاعت هيچ شفيعى تحقق نيايد مگر بعد از اذن الهى».
يَوْمَئِذٍ لاٰ تَنْفَعُ الشَّفٰاعَةُ إِلاّٰ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمٰنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلاً (طه:109)
در روز رستاخيز شفاعت هيچكس سودى نبخشد، جز آنكه خداى رحمان به او اجازه شفاعت داده و سخنش مورد پسند او گرديده است.
در آيه زير يكى از صفات كلّى شفيع شاهد بالحق 2 بودن ذكر شده است:
وَ لاٰ يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفٰاعَةَ إِلاّٰ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (زخرف: 86)
آنان كه غير خداى يكتا را به خدايى مىخوانند، قادر بر شفاعت كسى نيستند مگر كسانى كه از روى علم به حق شهادت دهند.
براى اينكه مصاديق واقعى مفاد اين آيات الهى يعنى شفعاى حقيقى را بشناسيم ناچار بايستى به روايات مراجعه كرده ببينيم مفسران واقعى آيات قرآن در اين زمينه چه مىفرمايند. در يك بررسى سطحى از روايات، به خوبى روشن مىشود كه بدون شك پيشوايان معصوم عليهم السلام از مصاديق بارز و روشن شفعاى روز رستاخيز مىباشند. در برخى از روايات گذشته كه در آنها امام معصوم عليهم السلام شفاعت را به صورت جمع به خودشان نسبت مىدهند و با تعابير «لَنا شَفاعَة» و«نَشْفَعُ» به اين مطالب اشاره دارند و نيز در زيارت جامعه به اين مسئله اشاره شده بود.
درباره شفاعت نمودن رسول اكرم (ص) نيز رواياتى ذكر گرديد. علاوه بر اينكه
گفته شده است بعضى آيات قرآن كريم نيز مانند آيه 79 سوره اسراء 3 - كه قبلاً