65مفاد آن آيه است تفسير كرد، و توضيح داد. و هم از اين روست كه رسول اكرم (ص) مىفرمايند:
نَزَل (القرآنُ) يُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً ؛ 1 بعضى از آيات قرآن بعضى ديگر را (تفسير و) تصديق مىكند.
اميرالمؤمنين (ع) نيز در نهجالبلاغه مىفرمايند: «... وَ يَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ وَ يَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلى بَعْضٍ» ؛ 2«بعضى از آيات بعضى ديگر را بيان مىكند و برخى بر برخى ديگر گواهى مىدهد».
با توجه به اين امر نمىتوان گفت كه بعضى آيات قرآن بهطور كلى مسئله شفاعت را رد مىكنند، چراكه آيات فراوان ديگرى كه قبلاً بعضى از آنها را ذكر كرديم اصل مسئله شفاعت را - فىالجمله - اثبات مىكنند، و علاوه بر اين ديديم كه از سوى پيشوايان معصوم عليهم السلام نيز كه مفسران حقيقى كلام خدايند، روايات فراوانى در مورد شفاعت وارد شده است، تا آنجا كه شايد بتوان گفت اين روايات به حد تواتر رسيده است.
بنابراين نبايستى اين آيات را بهطور مطلق تفسير و معنا كرد، چراكه:
اولاً: آيات متعدد ديگرى دال بر شفاعت داريم كه مىتوانند به عنوان مخصّص و مقيّد براى اين عمومات و اطلاقات قرار گيرند.
ثانياً: آياتى كه ظاهراً نفى شفاعت مىكنند در مقام نفى شفاعت استقلالى و بدون اذن الهى هستند كه امثال قوم يهود و بنى اسرائيل بدان معتقد بودند. 3
شفيعان كيانند؟
در مباحث گذشته با توجه به آيات قرآن تا حدودى ويژگىهاى كلى كسانى را كه در قيامت حق شفاعت دارند به دست آورديم كه كلىترين و اصلىترين اين