63و لطف او دل مىبندد كه او را از عمل صالح باز دارد و بر ارتكاب گناه جسور و بىباك سازد. و از اين روست كه از طرفى يأس از رحمت خداوندى، و از طرفى ايمنى از مكر الهى، هر دو از گناهان كبيره شمرده شدهاند.
حال پس از توضيحات بالا بايد توجه داشته باشيم كه شفاعت نيز يكى از رحمتهاى الهى است كه خداوند بدين وسيله مىخواهد بندگان گنهكار خويش را حتى در قيامت و در آخرين لحظات تعيين سرنوشت نيز مأيوس و نااميد نسازد، با اين حال چنين نيست كه بهرهمندى از اين فيض و رحمت هيچ قيد و شرطى نداشته باشد، بلكه همانند ديگر فيوضات، مشروط به شرايط خاصى در همين دنياست كه نه تنها سبب جرأت بر گناه و عصيان نمىشوند، بلكه موجب مراقبت و دقت بيشتر انسان در زندگى دنيا مىشوند. به عنوان مثال يكى از شرايط بهرهمندى از شفاعت اخروى، ايمان در زندگى دنيوى و حفظ آن تا لحظه مرگ است. بديهى است كه تحصيل ايمان حقيقى و بهخصوص حفظ و نگهدارى آن تا آخرين دم حيات، نيازمند مراقبتها و دقتهاى فراوان است. حال كسى كه به اميد شفاعت مىخواهد مرتكب معاصى صغيره شود آيا قطعاً مىداند كه از ارتكاب اين گناهان صغيره و كوچك به گناهان كبيره و بزرگ و در نتيجه به كفر و بىايمانى و يا حداقل شك و ترديد در عقايد كشيده نخواهد شد؟ و در لحظه مرگ، بىايمان و يا با حالت شك و ترديد از دنيا نخواهد رفت؟ گذشته از اين، كسى كه مىداند شفاعت فيض و رحمتى است مخصوصِ آخرت، و در آنجاست كه شامل حال بعضى از بندگان الهى مىشود، و از طرفى قطع و يقين دارد كه براى گنهكاران و مجرمين، قبل از قيامت يعنى در لحظه مرگ و در عالم برزخ نيز عذابهايى مثل سختى سكرات موت و جان كندن، فشار قبر و... در نظر گرفته شده است، چگونه ممكن است صرفاً به خاطر شفاعت احتمالى اخروى، خود را گرفتار اين عذابها و سختىهاى قبل از قيامت نمايد؟