62با توجه به آنچه گفتيم وعده پذيرش توبۀ حقيقى هرگز نمىتواند سبب جرأت بر گناه شود، بلكه توجه به اين شرايط سخت و دشوار چه بسا انسان را در لحظه ارتكاب گناه هشدار دهد و متوجه نمايد كه توبه كردن پس از ارتكاب گناه، چه بسا ممكن نشود. و لذا بهتر اين است كه اصلاً گناهى واقع نشود تا بعداً نياز به توبه نباشد.
در مورد تكفير سيّئات نيز همين مطلب بايستى مورد ملاحظه قرار گيرد. يعنى گذشت و پوشاندن گناهان نيز مشروط به شرايط خاصى است كه بدون تحصيل آن شرايط هرگز نبايستى به اين عفو و گذشت الهى اميد بست و ملاحظه اين شرايط هرگز نمىتواند راه را براى جرأت پيدا كردن انسان بر گناه باز گذارد.
بايد دانست كه اين بيانات اميدبخش و وعدههاى اميدواركننده، از بهترين شيوههاى تربيتى اسلام و قرآن است. چرا كه اگر انسان گنهكار پس از ارتكاب خطا، خود به زشتى عمل خويش پى ببرد و در اندرون خويش نادم و پشيمان گردد، اما همه درهاى اميد و روزنههاى نجات در پيشگاه الهى را به روى خود بسته ببيند، نتيجه سوء آن بسيار بيشتر و بالاتر از اين است كه راه توبه و بازگشت را باز ببيند و فرضاً در مواردى بخواهد از آن سوء استفاده نمايد. و اين به خاطر آن است كه اگر يأس و نااميدى از رحمت الهى بر انسان گنهكارى چيره گردد، دست به هر كار زشت خواهد زد و درصدد برمىآيد كه تا زنده است از لذتهاى مادى و دنيوى استفاده كند و غرائز شهوانى خويش را اشباع نمايد و تا آنجا كه در توان دارد از فرصت استفاده كند و كام خويش، از جهان برگيرد. از اين روست كه در روايات اسلامى آمده است كه انسان مؤمن همواره در حالتى بين خوف و رجاء قرار دارد. يعنى نه آنچنان است كه با ارتكاب خطا و گناه كاملاً قطع اميد نمايد و مأيوس از رحمت بىمنتهاى خداوندى شود، بلكه درصدد توبه و جبران برمىآيد تا بدين وسيله رضايت خداوند را جلب كند، و نه آنچنان به رحمت