198ترفيع مقام است و از آن به «شفاعت تشريعى» تعبير مىشود. نوع ديگرى از وساطت، وساطت در عالم تكوين براى رساندن فيض الهى بر موجودات است كه به آن «شفاعت تكوينى» مىگويند.
قانون علّيت از اصول مسلم عقلى است كه قرآن نيز آن را تأييد كرده است. 1
هيچ پديدهاى در عالم هستى رخ نمىدهد، مگر آنكه علتى آن را باعث گشته است. كوچكترين حركتى كه در هستى ايجاد مىشود داراى علتى است. آتش علت سوزاندن است، و آن سبب رشد و نماى گياه و...، ولى مسببالاسباب خداوند است و اين سلسله علتها به علتى منتهى مىشود كه علتالعلل است و تمام تأثيرات از اوست. اوست كه سوزاندگى را به آتش داده و آب را سبب حيات قرار داده است. اسباب و علل طبيعى در حقيقت بسان مسيرهايى هستند كه فيض خداى متعال از طريق آنها در هستى جريان مىيابد و اين مسيرها را خود خداى متعال قرار داده است تا از طريق اين نظام تدبير الهى بر هستى تحقق يابد. بنابراين، تمام علل و اسباب واسطه بين خداى متعال و مسببات هستند تا از طريق آنها تدبير الهى تحقق يابد و چون اين نظام را خداوند قرار داده است، اين وساطت تكوينى نيز به اذن خدا مىباشد. در برخى آيات قرآن بر اين وساطت نيز «شفاعت» اطلاق شده است.
پديدآورندگان المنار هر چند اصل علّيت را پذيرفتهاند، 2 ولى كاربرد شفاعت