189و قال: وَ لاٰ يَشْفَعُونَ إِلاّٰ لِمَنِ ارْتَضىٰ . اين آيتها دليلاند كه در قيامت شفاعت خواهد بود. 1
5. ابن عطيه اندلسى (م 546 ق)
ابن عطيه اندلسى نفى شفاعت و نيز نفى فايده آن را ويژه كافران دانسته و آيات قرآن را مثبت شفاعت براى برخى از اهل ايمان مىداند. از همين رو، ذيل آيه 254 «بقره» مىنويسد: «و در روز قيامت به اذن خداى متعال براى برخى حق شفاعت خواهد بود كه حقيقت آن رحمتى از جانب خداوند است و شرافتى براى كسى است كه خداوند به وى اذن داده تا شفاعت كند.» 2 وى ذيل آيات وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلىٰ جَهَنَّمَ وِرْداً* لاٰ يَمْلِكُونَ الشَّفٰاعَةَ إِلاّٰ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمٰنِ عَهْداً (مريم: 86 - 87) احتمالهاى مختلفى را در مراد از «من» در مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمٰنِ عَهْداً و چهار احتمال در ضمير فاعلى «واو» در لاٰ يَمْلِكُونَ ذكر كرده كه بنا بر تمام احتمالات، از اين آيات اثبات شفاعت را استفاده مىكند. اين چهار احتمال عبارت است از:
الف. مراد مجرمان كافر باشد كه در اين صورت، استثنا را منقطع شمرده و در معناى آن مىنويسد: «اى لكن من اتخذ عهدا يشفع له.» وى در اين صورت، مراد از عهد را ايمان معرفى مىكند. بنابراين احتمال، معناى عبارت اين خواهد بود كه مؤمنان مورد شفاعت واقع مىشوند.
ب. مراد مجرمان كافر و مسلمانان گناهكار باشد كه در اين صورت استثنا را متصل شمرده و مفاد آيه را مورد شفاعت واقع شدن مؤمنان عاصى مىداند.
ج. مراد از لاٰ يَمْلِكُونَ ، متقين باشند كه در اين صورت، برخى از مفسران مصداق «من» در إِلاّٰ مَنِ اتَّخَذَ... را شافعين دانستهاند و برخى ديگر، كسانى