185پى بيان اين امر است كه آنچه پيش از استثنا ذكر شده به مشيت خداى متعال است، آيات مربوط به شفاعت را مصداق شيوه بيانى ديگرى از قرآن معرفى كرده است. ايشان درباره اين شيوه بيانى مىفرمايد: «اين شيوهاى رايج در قرآن است كه در آياتى يك كمال را از غير خداوند نفى مىكند و در آياتى ديگر آن كمال را براى خداوند اثبات مىنمايد و در آيه يا آيات سومى، كمال مورد نظر را به اذن الهى براى ديگران نيز اثبات مىكند. خداوند با اين شيوه بر اين نكته تأكيد مىكند كه هر چه انسان دارد از آن خدا و به مشيت اوست، و هيچ انسانى هيچ كمالى را مستقل از خداوند و بدون اعطاى او مالك نمىباشد.» 1 علامه طباطبايى در ادامه مىافزايد: در آيات شفاعت نيز اين اسلوب به كار رفته است. در آياتى شفاعت به صورت مطلق از ديگران نفى شده، در آياتى شفاعت مختص خداوند شمرده شده و در برخى ديگر، شفاعت غير خدا به اذن الهى، ثابت گشته تا مشخص گردد كه شفيع در عرض خداوند نيست و شفاعت مقامى است كه خداوند به او اعطا كرده و هيچگاه مستقل از خدا نخواهد بود. 2
خداى متعال با به كارگيرى اين اسلوب بيانى، در حقيقت، روح توحيدى مكتب اسلام و قرآن شريف را به منصه ظهور رسانده است؛ چراكه از منظر توحيدى همه چيز وابسته به حق تعالى، بلكه عين ربط به خداوند است و بدون اين ربط هيچ چيز وجود نخواهد داشت. تنها علت هستىبخش خداى متعال است و ديگر اسباب و علل معدّاتى هستند كه زمينه دريافت فيض الهى را فراهم مىسازند. خداى متعال منبع همه كمالهاست. خداوند علم مطلق، حيات مطلق، قدرت مطلق و منبع هر كمالى است و هر كسى هر قدر علم و حيات و قدرت دارد از اوست و از خود هيچ ندارد. موجودى كه