184نيز آمده است هيچ شبههاى در ظهور اين آيات در شفاعت غير خدا و موجوداتى داراى ويژگىهاى خاص، در دادگاه الهى باقى نمىماند.
در ذيل، به برخى از اين آيات اشاره مىشود:
وَ قٰالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمٰنُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ بَلْ عِبٰادٌ مُكْرَمُونَ ...
وَ لاٰ يَشْفَعُونَ إِلاّٰ لِمَنِ ارْتَضىٰ وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ (انبياء: 26 و28)
مشركان، ملائكه را فرزندان خدا مىپنداشتند. خداوند پس از رد اين پندار مىفرمايد: بلكه (آن فرشتگان) بندگانى گرامىاند، ... و جز براى كسانى كه او بپسندد و خشنود باشد شفاعت نمىكنند. ظاهر اين استثنا آن است كه برخى كه خداوند آنها را مىپسندد، مورد شفاعت ملائكه قرار مىگيرند.
يَوْمَئِذٍ لاٰ تَنْفَعُ الشَّفٰاعَةُ إِلاّٰ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمٰنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلاً (طه:109)
در آن روز شفاعت سودى ندارد، مگر (شفاعت) كسى كه خداى رحمان به او اجازه دهد و سخن او را بپسندد.
ظاهر آيه شريفه آن است كه شفاعت آنان كه از سوى خداوند مأذون باشند و نيز سخنانشان را بپسندد، مورد قبول درگاه احديت قرار خواهد گرفت.
بنابراين، آيات قرآن در نفى شفاعت غير خدا دو دستهاند: 1. آياتى كه مطلقاً شفاعت را نفى مىكنند. 2. آياتى كه شفاعت افراد مأذون از جانب خداوند را ثابت مىكنند و تنها شفاعت غير مأذونان را نفى مىنمايند.
از حمل نمودن مطلق بر مقيد چنين نتيجه مىگيريم كه از نظر قرآن شفاعت به غير اذن خداوند امرى مردود است، ولى برخى مىتوانند به اذن خداوند از كسان ديگرى كه مورد پسند خداوند هستند، شفاعت نمايند. و آيات نافى شفاعت در حقيقت، شفاعت از كفار و مشركان را نفى مىنمايند.
علامه طباطبايى در مقابل ادعاى پديدآورندگان المنار كه آيات مشتمل بر استثنا را يكى از شيوههاى بيانى قرآن دانستهاند كه خداوند با به كار بردن آن در