164قيامت و بهشت و دوزخ و انواع نعمت و عذاب است. پس وقوع اين موارد، تأويل اخبار قرآن درباره وعد و وعيد بهشت و جهنم است. وى مىافزايد: برخى از تأويل اخبار قرآن واقع شده است، مانند آنچه قرآن از امتهاى پيشين خبر مىدهد، و برخى از آن بعداً به وقوع خواهد پيوست، مانند آنچه قرآن از احوال قيامت و بعث و حساب و بهشت و آتش خبر مىدهد.
تفاوت بين تفسير و تأويل در نظريه ابن تيميه به اين صورت بيان شده كه صورت علمى لفظ، تفسير و حقيقت خارجى آن، تأويل است. معرفت به صورت علمى، معرفت به تفسير قرآن و معرفت به حقيقت خارجى، معرفت به تأويل قرآن است. وى از اين نكته نتيجه مىگيرد كه «يكى از تفاوتهاى تفسير و تأويل قرآن اين است كه آگاهى از تفسير همه قرآن ممكن است، در حالى كه تأويل بعضى از آيات را كسى جز خداوند نمىداند.»
وى تصريح مىكند كه هيچ آيهاى از قرآن از نظر معنا مبهم نيست كه غير قابل فهم باشد. اما حقيقت خارجى بعضى از آيات را كسى جز خدا نمىداند و شناخت حقايق قرآن، آنطور كه هست، تأويل اخبار قرآن به شمار مىآيد كه علم چنين تأويلى مختص خداوند است. 1
اما تأويل از منظر ملاصدرا يك ضرورت است. زيرا بنا بر تطابق قرآن (كتاب تدوين) و وجود (كتاب تكوين)، در ماوراى معناى لغوى و ظاهرى قرآن، اسرار و رموز و معانى بسيارى هست كه با شيوه تفسير لفظى، نمىتوان آن را فهميد يا بيان نمود و معناى ظاهرى لغات، از عهده تفسير آن حقايق پيچيده و مرموز برنمىآيد. 2
براى فهم و درك همه حقايق قرآن بايد به عمق بىانتهاى معانى فرو رفت، زيرا همانطور كه جهان غير مادى براى عموم مردم پنهان است، قرآن نيز كه