163اما روش ملاصدرا عقلى و برهانى است. از ديدگاه حكمت متعاليه، برهان طريقى مطمئن براى دستيابى به احكام صادق، راهى مقبول براى وصول به حق و حقيقت است. 1 ملاصدرا با طرح مباحث عقلى، به تحليل، تفسير و حل غوامض مشكلاتى كه در بعضى از آيات وجود دارد و ديگران از حل آن عاجز و ناتوان بودهاند، مىپردازد.
2. تفاوت نگرش راجع به مسئله تأويل قرآن و تأثير آن بر تفسير
تأويل از ماده «اول» به معناى رجوع به اصل و مراد از آن، بازگرداندن شىء به غايتى است كه از آن داده شده است، چه علم باشد و چه فعل. 2 ابن تيميه سخنى درخور تأويل در مورد تأويل اظهار داشته است. وى يكى از معانى كاربردى تأويل را «حقيقت خارجى و اثر واقعى محسوس از مدلول كلمه» 3 دانسته و بر اين باور است كه هر جا تأويل درباره قرآن به كار رفته، به همين معناست.
وى در تبيين نظريه خويش مىگويد: كلام خدا در قرآن بر دو قسم است: 1. انشاء 2. اخبار. مراد از انشاء اوامر و نواهى خداوند است. او عمل به اوامر و نواهى خداوند در قرآن را تأويل آنها مىداند و مىگويد: تأويل امر، خود فعل مأمور به است. 4
وى تأويل اخبار را حقيقت خارجى مخبر به مىداند. بهطور مثال، مراد از تأويل در آيه: هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاّٰ تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ 5، وقوع اخبار قرآن درباره